خرید بک لینک

درباره سایت

|  |

آخرین مطالب

امکانات وب

| Ɗιαяιєѕ | همیشه سعی میکردم اینجا که میاممثبت حرف بزنم حتی با اینکهیه روزایی تو این چهاردیواری خودم با گریه نوشتمولی الان انقدر داغونم که حتی نمیتونمگریــهــ کنم ...دارم عزیز ترین آدمه زندگیمو از دست میدموقتی بچه ای فکر میکنی پدر و مادرت تا ابد هستندلت به بودنشون گرمهـ ولی بزرگ که میشیمیفهمی نــهـــ یه روزی میرن ...بعدش با سرطان آشنا میشی ...سرطان کوفتی که داره عزیزمو ازم میگیره ...+ خدایا جفت مردای زندگیمو برام نگهدار من واقعا نبودن یک کدومشون رو نمیتونم تحمل کنم ......✔ دلـــــ نوشتهــــــ 166 آمار

برچسب: نویسنده: باربد شریفی تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 14:57

صفحه بندی